عاشق ِ نیمه وقت

دوستم داری…
وقتی کار ِ دیگری نداری !
عاشق ِ نیمه وقت…!

دلم برای یاهو و دنیای فیس بوکم تنگ شده ! کسی درک می کنه؟ کسی دلتنگی من رو حس می کنه؟
وقتی ادم چند سال به چیزهائی عادت کرده باشه و دوستشون داشته باشه ، سخته دل کندن… البته یاهو رو برای موارد کاری کماکان مورد استفاده قرار میگیرد اما نه به اندازه سابق…
دنیای من ، زندگی من ، عشق من همگی مجازی هستند…!
دلم یک قلیان با طعم نعناع در این هوای گرم می خواهد ! این رو هم میشه به عنوان قول های یکطرفه خودم بزارم که عمل می کنم و مقابل یک درصدش انجام نمیشه…
سه شنبه صبح روز سرنوشت سازی برای من هست به دلایل زیاد و موارد زیاد…

بستن فیس بوک و یاهو!

به دلایل بسیار زیادی ناچار شدم تا اطلاع ثانوی که بدونم حرفام خریدار داره و بهش احترام گذاشته میشه پروفایل فیس بوک و آیدی مزخرف یاهو مسنجر خودم رو ببندم…
فیس بوک که همیشه برام یاد اور محافظه کاری و خجالت هست…
یاهو مسنجری که همیشه برام یاد اور مهم نبودن حرفهام ، حساسیتم به یکسری مسائل  و جدی نگرفتن احساساتم هست…
بدترین چیز برای یک “مرد” شاید این باشه که ببینه اصلا جدی گرفته نمیشه ، حرفش پشت گوش انداخته میشه و …
عصر جمعه و شدیدا دپرس هستم…
My DaYs شاید تنها جائی بود که میشد خودم رو خالی کنم …

غیبت و بازگشت

بعد از چند ماه غیبت و اتفاقات زیاد ، واقعا دلم برای وبلاگم تنگ شده بود…
به بعضی از اتفاقات خوب و بد اشاره می کنم :
رسما از خدمت  مقدس سربازی در مملکت امام زمان معاف شدیم که موجی از خوشحالی برخی نقاط بدنمان را فرا گرفت !
به تلاش و زحمت های یک عزیز ، سال تحویل ۱۳۹۰ را در کنار ضریح امیرالمومنین (ع) بودیم که واقعا خاطره انگیز شد…
نزدیک به  ماه است که از طرف خانواده محترم در تحریم به سر می بریم تا شاید سر عقل بیائیم و قاطی مرغ ها شویم :دی
در این مدت غیبت سفر های تقریبا زیادی به نقاط مرکزی کشور داشتم !
در این مدت به جمع کثیر  چشمی ها پیوستیم و عینکی شدیم !
سیگار رو کاملا ترک کردم و قلیون هم تقریبا ترک داده شدم!
وزن اینجانب به ۵۶ کیلوگرم رسید که در پی یک سری مشکلات ، استرس و فشار های عصبی در حال حاضر زیر خط فقر به سر می بریم!

پی نوشت : کل اتفاقات این مدت همین ها بود که نوشتم ! عکس فوق هم مربوط به سفر هفته قبل به تهران و نمایشگاه کتاب و پس از آن به چند نقطه دیگر می باشد :دی

اردیبهشت

شک ندارم اگر گرمای لبخند تو نبود،
نه این اردی- ، بهشت می شد…!
و نه من این ماه
به دنیا می آمدم…!!!

پی نوشت : ۲۲ ساله شدم ، اتفاقات زیادی این مدت افتاده بود… و البته جالب !
پی نوشت : خوشحالم ۲۲ سالگی رو با وجود تو شروع کردم… ممنون بابت هدیه فوق العاده ات…

همسایه نا شنوا

دو سه روز قبل مشهد برای اولین بار در سال جاری حسابی برف اومد و دل مومنین شاد شد !
ما هم در آن شب برفی به دلیل خستگی زیاد ، کمی عصبی بودن سر یک سری موضوعات و همچنین دلخوری از یک دوست جفت موبایل ها را خاموش و تلفن منزل را هم از پریز کشیده بودیم تا شاید بتوانیم راحت بخوابیم ، اما امان از یک لحظه ارامش…
همسایه طبقه بالا تا صبح بیدار بود و بچه هایش جفتگ می انداختند ، شاید هم خودشان مشغول جفتک پراکنی بروی سقف منزل ما بودند  ، به هر حال خدا قبول کند !
صبح هم در عالم خواب و بیداری مشغول دیدن خواب های تمام رنگی با کیفیت HD بودیم که کمی نویز افتاد و فحش های رکیک بروی خواب ما می امد ، هر چه خواستیم سانسور کنیم و از آنجائی که امکان ایجاد هر نوع فاجعه و اعمال غیر شرعی می رفت سراسیمه بیدار شدیم اما فحش های آبدار همچنان ادامه داشت !
لب پنجره رفتیم دیدیم دو برادر مشغول فحش دادن به همسایه عزیزمان که مشغول پارو کردن برف ها هست و همگی را توی خیابان میریزد هستند ، امدیم سیستم را روشن کردیم که یک نفر دیگه مشغول فحش دادن شد !
تازه یادمان آمد همسایه طبقه سوم مشغول تمیز کردن سقفش است و از آنجائی که “ناشنوا” ست هیچ کدام از فحش ها را نمی شنود و به کار خود ادامه می دهد بی خیال حرف بقیه ، راحت و بی دردسر !

پی نوشت : اولش کمی خندیدم ! اما بعد گفتم خوش به حالش که ناشنواست و مجبور نیست دروغ ها ، کنایه ها و … را تحمل کند و به هدف خودش ادامه میدهد تا به آن برسد ! من هم دوست دارم مدتی نا شنوا باشم ، میشه؟
پی نوشت : جای دوستان خالی رفتیم کوهسنگی با گلوله های برفی از خجالت یکسری دوستان در آمدیم  که باید در تاریخ ثبت گردد !

و این نیز بگذرد…

این ترم هم تموم شد و فقط کار آموزی و چند واحد دیگر مانده تا فارغ التحصیل بشم !
دلیل اصلی طول کشیدن دوره تحصیل فقط و فقط شکست هائی بود که در این مدت و مخصوصا دو سال اخیر خورده ام ، اما تجربه های خوبی به دست آوردم…
این روزها مشغول دست و پنجه نرم کردن با عشقی هستم که ان شا الله نتیجه خوبی خواهد داشت !
این روزها هر کاری می کنم تا ثابت کنم عاشقم ، اما…
این روزها بیشتر از قبل ذهنم درگیر آینده است…
این روز ها طبق تعهدات و قول هایم مشغول انجام تمام کارهای عقب مانده ام ، حتی کارهائی که چند ماه از موعد تحویل آن به مشتری های نگون بخت می گذرد !
این روزها مشغول صاف کردن تمامی بدهی هایم هستم…
این روزها… دعایم کنید !

پی نوشت : اوضاع روحی زیر خط فقر است ، به زور سر پا هستم ، نیاز به یک دوپینگ دارم تا اوضاعم رو به راه شود..
پی نوشت : ایام عید مشهد هستم ! از ۵ تا ۱۵ فروردین روزی ۷ ساعت کلاس فشرده دارم !
پی نوشت : یعنی میشه تا عید اتفاقاتی بیفتد؟

Previous Entries Next Entries
Untitled Page
نرم افزار پخش صوتنرم افزار بزرگ کردن برای گوشیN79نرم افزار برای گوشی نوکیا مدل 6120 vebzzz.net vebzzz.net vebzzz.net vebzzz.net