زندگی برای من همیشه غیر منتظره بوده و چندین ساله که با سختی همراه است…
برنامه ای شد تا ظرف ۴۵ دقیقه تصمیم سفر و اقامت یک ماهه به کیش گرفته شود و با اولین پرواز به این جزیره برم…
تقریبا یک ماه اقامت و کار در این جزیره باعث شد تا آرامش واقعی دور از تمام مشغله ها و از طرفی کسب تجربه های جدید رو به همراه داشته باشه…
خاطرات زیادی از طول اقامت در اونجا دارم ، از تعطیلی ظهر و شنا گرفته تا شب های اسکله و قدم زدن با دوستان …
جالب ترین خاطره هم مربوط به این بود که یکی از تلویزیون های منزل را دزد بزرگوار سرقت کرد و اینجانب همان روز متوجه نبود این جعبه جادوئی شدم ، اما دوستان سه روز بعد سر صبح بیدارم کردند که دیشب منزل به سرقت رفته و …
که با خنده های اینجانب همراه شدند که برادران و دوستان عزیزم ، سروران ارجمند این تلویزیون سه روزه اینجا نیست ، فکر می کردم شمااطلاع دارید ، به همین دلیل هیچی نگفتم !
که البته بچه ها حسابی شاکی بودند که چرا زودتر نگفتم… :دی
پی نوشت : اوضاع تقریبا بر وفق مراد است… خدا را شکر ! در حال حاضر در مشهد لنگر انداختیم !
پی نوشت : سال ۹۰ چند پست بیشتر ننوشتم ، الان که متن بالا رو خوندم میبینم نگارش اینجانب زیر خط فقر می باشد ! خدا توفیق قلم دکتر شریعتی بدهد ان شا الله تعالی… :دی

vaghan rafti zire khate faghr:d
پاسخ
خدا توفیق این سفرهای شما رو هم به ما بده!
پاسخ
بی شک آن سیمرغ آن سی مرغ بود
با سیمرغ منتظرتم
با تشکر
نگار نیک نفس [گل]
پاسخ
خدا شفای عاجل عنایت فرماید…
پاسخ